تبليغاتX


Javascripts


به نام گل سرخ در نهایت شب
 

چهار دانشجوي دروغ گو.....!!
 

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحانات پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند اما وقتی به شهر خود برگشتند فهمیدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه ؛ امتحان دوشنبه صبح بوده است . بنابر این تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند آنها به استاد گفتند : ما به شهر دیگری فته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم به همین دلیل دوشنبه دیروقت به خانه رسیدیم ....

استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها فردا بیایند و امتحان بدهند چهار دانشجوی پینوکیوی ما روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه ی امتحانی را داد و از آنها خواست تا شروع کنند آنها به اولین سوال نگاه کردند که ۵ نمره داشت و سوال بسیار آسانی بود و به راحتی به آن پاسخ دادند سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال ۹۵ امتیازی پشت برگه پاسخ دهند سوال این بود : کدام لاستیک پنچر شده بود ؟ !!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:50  توسط ُُelaheh-bikaran | 
 

روانشناسي چهره ها در چشمان :

 

در كل داشتن چشمهاي درخشان و پر حركت دليل وجود هوش است.

چشمان درشت و زيبا:

نشان دهنده صفا ،صميميت ، هنرمند و عاطفي ،منصف و غيرتمند ، تمايل به اغراقگويي، داراي ذهني روشن و متعالي ،در

دوستي خونگرم ،مديران موفقي هستند.

____________ _________ _________ _________ _

چشمان بهم نزديك و كم فاصله:

حسودي و كوتاه نظري ،احساساتي ،زنان اين گروه درونگرا و پنهان كار ،حيله گر و حسابگر ،موفق در امور تجاري و سياسي

____________ _________ _________ _________ _


چشمان نيمه باز:

حيله گري و دلالي ،غير قابل اعتماد
____________ _________ _________ _________ _


چشمان خمار :

احساسي و در رويا بودن
____________ _________ _________ _________ _


چشمان با فاصله زياد و دور از هم :

سادگي ،درستي،فكر باز،توقعات زياد از زندگي، بسيار زود باور،تمايل شديد به رمان و داستان ،برونگرا،مردمي،وفادار
____________ _________ _________ _________ _

چشمان لنگه به لنگه :

چشماني كه يكي از ديگري بزرگتر است هردم مزاج و هر دم خيال ،قدرت فكري زياد ندارند و قاطعيت ندارند.

____________ _________ _________ _________ _


چشمان برجسته وبيرون زده :


صفات منفي مثل تنبلي ،پرسر و صدا،پر حرف و ظاهر بين،

____________ _________ _________ _________ _


چشمان گود رفته و تو رفته :

موذي ،اگر با فاصله هم نباشد دورو و متظاهر
____________ _________ _________ _________ _


پلكهاي برجسته :

هوش ،استعداد و دقيق ،گاها لاابالي و مستعد در صنايع
____________ _________ _________ _________ _


چشمان خندان و متبسم :

شوخ ،قلب پاك ،استعداد در صنايع ،اگر زن باشد مادري با عاطفه و مهربان .
____________ _________ _________ _________ _


مردمك در وسط چشم وسفيدي پيدا :

اختلال و پيچ و خم هاي فكري ،بي باك بودن
____________ _________ _________ _________ _


چشمهاي بادامي:

خودخواه و متكبر،مغرور،اگر ابروها از چشمها فاصله داشته باشد خوبي و آرامش روح .
____________ _________ _________ _________ _


چشمهايي كه انتهايش پايين يا بالاست :

ساعي ،تيز هوش،و بعضا موذي و حيله گر .
____________ _________ _________ _________ _


چشمان ريز مثل كبوتر :

طبع ملايم ،ذلالت بر راز پوشي زياد و سكوت،محتاط و محافظه كار ،صادق و راستگو،مشكل پسند،كم صبر،ناشكيبا ،مردان اين

گروه مديران و فرمانداران و مشاوران قوي هستند و زنان اين گروه وفادار و پايدار هستند . خودخوري و استعداد هوشي زياد.

____________ _________ _________ _________ _


چشمان سه گوش :

اكثرا با ديگران مشكل دارند بالاخص با نامزد خود ،بي حوصله در بحث و جدل ،وسواسي،ايراد گير ،اهل نق زدن ،سازگاري با

محيط و حرفه هاي مختلف دارند . بهترين فضاي كار براي اين گروه فضاي سياسي است .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:45  توسط ُُelaheh-bikaran | 
علت قبول نشدن در كنكور(طنز)
 
هموطن-طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.
پس 96 روز باقي ميماند.اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است.در حالي كه:
1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط براي استراحت است به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است.بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.
3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است كه جمعا'' 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.
4) اما سلامتي جسم و روح روزانه1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا'' 15 روز ميشود.پس 126 در روز باقي ميماند.
5) طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود. پس 96 روز باقي ميماند.
6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفني لازم است. چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.اين خود 15 روز است.پس 81 روز باقي ميماند.
7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خوداختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.
8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقي ميماند.
9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.پس 6 روز باقي ميماند.
10) در سال حداقل 3 روز به بيماري طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است.
11) سينما رفتن و ساير امور شخصي هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.
12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!
نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند
اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:41  توسط ُُelaheh-bikaran | 
 

4 تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
آماده ای؟
برو پایین تر.....


سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.



سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.

سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

جواب:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون میخواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)

شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟


سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.

عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید.
1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟



به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!

سوال آخر؟پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟



جواب: Nunu؟



نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.



بابا ایول، مارو باش رو دیوار کی داریم یادگاری می نویسیم. آبرومونو بردی که بابا.
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:39  توسط ُُelaheh-bikaran | 

 

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)

1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

 2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.

 3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.



 

4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های  شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام  انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

5-لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.

 عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.

نظر شما چی هست ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:31  توسط ُُelaheh-bikaran | 
 

عجب صبری خدا دارد!             

اگر من جای او بودم،

همان یک لحظه اول ، که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان

جهان را با همه زیبایی و زشتی،

بروی یکدگر،ویرانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد!          اگر من جای او بودم،

که در همسایه صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم،

نخستین نعره مستانه را خاموش  آندم ، بر لب پیمانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم

که می دیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین،

زمین و آسمان را واژگون مستانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !          اگر من جای او بودم ،

نه طاعت می پذیرفتم ،نه گوش از بهر استغفار این بیداد گر ها تیز کرده،

پاره پاره در کف زاهد نمایان، سبحه صد دانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم،

برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان

هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،آواره و ، دیوانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد!           اگر من جای او بودم ،

بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ،

سرا پای وجود بی وفا معشوق را ،

پروانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد !            اگر من جای او بودم،

بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،

تا که می دیدم عزیز نا بجایی ،ناز بر یک ناروا گر دیده ، خواری می فروشد

گردش این چرخ را وارونه ! بی صبرانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد !              اگر من جای او بودم ،

که می دیدم مشوش عارف و عامی ،زبرق فتنه این علم عالم سوز مردم کش ،

بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری در این دنیای پر افسانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد!

چرا من جای او باشم ،

همین بهتر که او جای خود بنشسته و تاب تماشای زشتکاریهای این مخلوق را دارد!

و گر نه من جای او چو بودم ،

یکنفس کی عادلانه سازشی ،با جاهل و فرزانه می کردم.

                        عجب صبری خدا دارد!عجب صبری خدا دارد!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:28  توسط ُُelaheh-bikaran | 
آیا میدانید که :
 
1 ــ کوکا کولا در اصل سبز رنگ است!!

2 ــ اسم قاره ها با همان حرفی که آغاز میشود ، پایان میابد!!

3 ــ شما نمی توانید با حبس نفستان ، خود کشی کنید!!

4 ــ محال است آرنج دستتان را بلیسید!!

5 ــ وقتی عطسه میکنید ، مردم به شما عافیت باش میگویند ، چون قلب شما به مدت یک ملینلیونیم ثانیه می ایستد!!

6 ــ خوکها به دلیل فیزیک بدنی ، قادر به دیدن آسمان نیستند!!

7 ــ قد شما ، برابر با فاصلۀ دو انگشت وسطی درحالیست که دو دستان کاملاً باز می باشد!!

8 ــ طول کف پای شما ، برابر با طول مچ تا آرنج شماست!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:26  توسط ُُelaheh-bikaran | 
 

۱. قلب شما روزی 101000 بار می‌تپد.
 
2. دهان شما روزی یک لیتر بزاق تولید می‌کند .
 
3. به طور متوسط هر انسان میتواند یک دقیقه نفس خود را حبس کند رکورد این ماده در جهان 7.5 دقیقه است.
 
4. به طور موسط شما روزی 5000 کلمه صحبت میکنید که80%  آن با خودتان است!
 
5. از دست دادن تنها 1% از آب بدن موجب تشنگی می‌شود.
 
6. مردان روزی 40 و زنان روزی 70 تار مو از دست می‌دهند.
 
7. یک انسان 8 ثانیه بعد از قطع گردن به هوش می‌ماند.
 
8. حدود 13% مردم چپ دست هستند. این رقم در گذشته 11% بود.
 
9. انسان سالانه بیش از 10 میلیون مرتبه پلک می زند!
 
10. حرف E بیشتر از تمام حروف انگلیسی، در کلمات بکار می‌رود در حالیکه حرف Q کمترین کاربرد را دارد!
 
11. دلفین‌ها هم مانند گرگها هنگام خواب یک چشمشان را باز می‌گذارند!
 
12. قدیمی‌ترین آدامسی که جویده شده، متعلق به 9000 سال پیش بوده است!
 
13. سرعت آب دهانی که هنگام عطسه از دهان شما خارج میشود، حدود 120 کیلومتر بر ساعت است!
 
14. 8 دقیقه و 17 ثانیه طول می‌کشد تا نور خورشید به زمین برسد!
 
15. جویدن آدامس هنگام خورد کردن پیاز، مانع از اشکریزی شما می‌شود!
 
16. اثر لب و زبان هر کس، مانند اثر انگشت او منحصر به فرد است!
 
17. عمومی ترین نام در جهان محمد است.
 
18. اسم تمام قاره‌ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان می‌یابد.
 
19. مقاوم‌ترین ماهیچه در بدن، زبان است.
 
20. چشمک زدن زنان، تقریباً دوبرابر مردان است.
 
21. شما نمی‌توانید با حبس نفستان، خودکشی کنید.
 
22. وقتی که عطسه میکنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می‌ایستد.
 
23. خوکها به لحاظ فیزیک بدنی، قادر به دیدن آسمان نیستند.
 
24. وقتی که به شدت عطسه می‌کنید، ممکن است یک دنده شما بشکند و اگر عطسه خود را حبس کنید، ممکن است یک رگ خونی در سر و یا گردن شما پاره شود و بمیرید.
 
25. جلیقه ضد گلوله، ضد آتش، برف پاک کن‌های شیشه جلوی اتومبیل و چاپگرهای لیزری توسط زنان اختراع شدند.
 
26. تنها غذایی که فاسد نمی‌شود، عسل است.
 
27. کروکودیل نمی‌تواند زبانش را به بیرون دراز کند.
 
28. حلزون می‌تواند سه سال بخوابد.
 
29. تمامی خرس‌های قطبی چپ دست هستند.
 
30. فیل‌ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند.
 
31. مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود، سقوط می‌کند.
 
32. موش‌های صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا می‌کنند، که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند.
 
33. استفاده از هدفون در هر ساعت، باکتری‌های موجود در گوش شما را تاهفتصد برابر افزایش می‌دهد.
 
34. نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است.
 
35. به طور متوسط روزانه، 12 نوزاد به خانواده‌های اشتباه داده می‌شوند.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 10:49  توسط ُُelaheh-bikaran | 

 

الهی.....

هر شادی که بی توست، اندوه است!

هر منزل که نه در راه توست، زندان است!

هر دل که نه در طلب توست، ویران است!

یک نفس با تو، به دو گیتی ارزان است!

یک دیدار از آنِ تو ، به صد هزار جان رایگان است!

صد جان نکند آنچه کند بوی وصالت!

 

 

 معنای خوشبختی ...

كودكي از خدا پرسید خوشبختی را کجا میتوان یافت؟
خدا گفت آن را در خواسته هایت جستجو کن
و از من بخواه تا به تو بدهم با خود فکر کرد و فکر کرد
گفت اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم
خداوند به او داد
گفت اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم
خداوند به او داد
اگر ..... اگر ....... و اگر........
اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود
از خدا پرسید حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم
خداوند گفت باز هم بخواه
گفت چه بخواهم هر انچه را که هست دارم
گفت بخواه که دوست بداری
بخواه که دیگران را کمک کنی
بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی
و او دوست داشت و کمک کرد
و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می نشیند
و نگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد
رو به آسمان کرد و گفت خدایا خوشبختی اینجاست
در نگاه و لبخند دیگران.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 9:23  توسط ُُelaheh-bikaran | 
 

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی را که وجود دارد، خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:
بله او خلق کرد.
استاد پرسید:
آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟
شاگرد پاسخ داد:
بله, آقا
استاد گفت:
اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست, خدا نیز شیطان است.

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت:
استاد می توانم از شما سوالی بپرسم؟
استاد پاسخ داد: البته
شاگرد ایستاد و پرسید:
استاد, سرما وجود دارد؟
استاد پاسخ داد:
این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را می توان مطالعه و آزمایش کرد. وقتی که انرژی داشته باشد یا آن را انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث می شود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آن را دارا باشد. صفر مطلق (منفی 460 درجه فارنهایت) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده می شوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد.

شاگرد ادامه داد: استاد تاریکی وجود دارد؟
استاد پاسخ داد:
البته که وجود دارد.
شاگرد گفت:
دوباره اشتباه کردید آقا!

 تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که می توان آن را مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمی توان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن می توان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید.

 یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آن را روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟

تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد.
در آخر مرد جوان از استاد پرسید:
آقا, شیطان وجود دارد؟
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد:
البته همانطور که قبلا هم گفتم، ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده می شود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست.

 و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا.

یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی می توان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه وقتی است که بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.


و
نام آن مرد جوان: آلبرت انیشتن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 8:18  توسط ُُelaheh-bikaran | 
 

مسافر

 

پشت سرم گريه نكن مسافرم مسافرم

 

اشكاتا هي هدر نده بايد برم بايد برم

 

جلوي راهما نگير نزار منم گريه كنم

 

صلاحمون اينه عزيز بايد برم سفر كنم

 

طاقت اشكاتا ندارم تورا خدا نزار ببارم

 

خدانخواست قسمت اينه كه من تورا تنها بزارم

 

تورا خدا گريه نكن اينقدر نگو نرو نرو

 

بغضم داره ميتركه اينقدر نگو نرو نرو

 

اينجوري بي تابي نكن الهي قربونت برم

 

خدانگهدارت باشه بايد برم بايد برم

 

 

 

غُصه

 

غصه نخور اي دل بي كسم ،گريه نكن گلم همه كسم

 

رسم دنيا بي وفاييه دلكم ... دلكم ... دلكم

 

دل من بغضتا بشكن غريبگي نكن با من

 

 ببار مثل ابر بهار دل من

 

اوني كه تورا شكسته خدا جوابشا ميده

 

 

 ببار مثل ابر بهار دلكم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 12:37  توسط ُُelaheh-bikaran | 
 

حسرت

 

شب وتنهايي و قربت تو چشام اشك پر از خون

 

يه دل شكسته از يار يه دل پر غم و داغون

 

انتظار از تو ندارم من و تنها جا بزاري

 

تك و تنها توي دنيا، تو منا دوستم نداري

 

********

 

هركي جدا كرد تورا از من الهي غُصه بگيره

 

توي تنهايي و غربت بي كس و بي يار بميره

 

بي تو از حسرت دوريت دل من داره ميميره

 

تا تو برگردي دوباره دل من آروم بگيره

 

********

 

كاشكي بفهمي كي دوست داشت،گل مهر را كي برات كاشت

 

كي تو غم ها و غصت موند و اون اشكاتا برداشت

 

اما اون هنوز تو يادش تورا تنها نمي زاره

 

منتظر به راه يارِ تا تو برگردي دوباره

 

********

 

هركي جدا كرد تورا از من الهي قصه بگيره

 

توي تنهايي و غربت بي كس و بي يار بميره

 

بي تو از حسرت دوري دل من داره ميميره

 

تا تو برگردي دوباره دل من آروم بگيره

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 12:7  توسط ُُelaheh-bikaran | 
 

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را درتمام آن منطقه دارد . جمعيت زياد جمع شدند . قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه‌اي بر آن وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده‌اند.
مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت .
ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست .
مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با
قدرت تمام مي‌تپيد اما پر از زخم بود. قسمت‌هايي از قلب او
برداشته شده و تكه‌هايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستي
جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشه‌هايي
دندانه دندانه درآن ديده مي‌شد.

در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكه‌اي آن را
پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود مي‌گفتند
كه چطور او ادعا مي‌كند كه زيباترين قلب را دارد؟
مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي مي‌كني؛
قلب خود را با قلب من مقايسه كن ؛ قلب تو فقط مشتي از زخم و بريدگي و خراش
است .

پير مرد گفت : درست است . قلب تو سالم به نظر مي‌رسد اما من
هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمي‌كنم. هر زخمي نشانگر
انساني است كه من عشقم را به او داده‌ام، من بخشي از قلبم
را جدا كرده‌ام و به او بخشيده‌ام. گاهي او هم بخشي از قلب
خود را به من داده است كه به جاي آن تكه‌ي بخشيده شده قرار داده‌ام؛
اما چون اين دو عين هم نبوده‌اند گوشه‌هايي دندانه دندانه در قلبم وجود دارد
كه برايم عزيزند؛ چرا كه ياد‌آور عشق ميان دو انسان هستند.
بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيده‌ام اما آنها چيزي
از قلبشان را به من نداده‌اند، اينها همين شيارهاي عميق هستند .
گرچه دردآور هستند اما ياد‌آور عشقي هستند كه داشته‌ام .
اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعه‌اي
كه من در انتظارش بوده‌ام پركنند، پس حالا مي‌بيني كه زيبايي واقعي چيست ؟
مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونه‌هايش سرازير
مي‌شد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعه‌اي
بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و
در گوشه‌اي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به
جاي قلب مرد جوان گذاشت .

مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود
زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 12:4  توسط ُُelaheh-bikaran | 
 

 

 

 

WwW.Bia2BND.CoM

قلبدفتر عشـــق كه بسته شـدd
قلبدیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدمd
قلبخونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدونd
قلببه پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدمd
قلباونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودd
قلببد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدd
قلببرای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتd
قلبحالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدd
قلبتــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوd
قلببـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدمWwW.Bia2BND.Com
قلبغــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتd
قلببازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدمd
قلباز تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمd
قلباز
دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمd
قلبچــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودمd
قلبچــــــــراغ ره تـاریكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیمd
قلبدوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــنd
قلبفردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهd
قلبچه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــوd
قلبآخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشهd
قلبدسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزهd
قلببزن تیر خـــــــــــــــــلاص روd
قلبازاون كه عاشقـــت بودd
قلببشنواین التماسروd
قلب...............d
قلب.........d

قلب....d
قلب.d

 

 

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند. سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

دل شکستن چاره اش سنگ نيست اين دل ما با نگاهي سرد نيز ميشکند

مي‌گويند سه چيز زاده عشق نيست: جدايي، سفر، فراموشي، ولي آن زمان که تو مرا تنها گذاشتي و فراموشم کردي من لحظه لحظه عاشقت شدم

سه چیز در زندگی اموختم:از عشق رسوایی/از دوست بی وفایی/از شب تنهایی

اسم زیبای تو را خال زدم در بدنم تا که محفوظ بماند نام تو در کفنم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 12:6  توسط ُُelaheh-bikaran |